پنجره
یادداشت‌های متخصصین
یادداشت اشکان قدیمی، مدیرعامل نجوا

ایمیل مارکتینگ؛ کانالی که خاموش شد و کسی صدایش را نشنید

تحریریه دی‌ام‌برد
خرداد ۳, ۱۴۰۵
زمان مطالعه: 5 دقیقه
ایمیل مارکتینگ؛ کانالی که خاموش شد و کسی صدایش را نشنید

اشکان قدیمی، مدیرعامل نجوا، در یادداشت پیشِ رو به بررسی تأثیرات قطعی اینترنت بین‌الملل بر ایمیل مارکتینگ کسب‌وکارهای ایرانی پرداخته و معتقد است که این اختلال، با وجود کم‌سروصداتر بودن نسبت به سایر مشکلات ناشی از قطعی اینترنت، اثرات عمیق و ماندگاری بر این حوزه خواهد گذاشت. نگرانی اصلی قدیمی در این بحران، آسیب بلندمدت به عادت‌های مخاطبان و «سرد شدن لیست‌های ایمیل» است. او می‌گوید حتی وقتی اوضاع به حالت عادی بازگردد، نرخ تعامل به سطح قبلی نخواهد رسید، چون اعتماد و انتظار مخاطب از بین رفته است.

در میان همهٔ هیاهویی که این روزها دربارهٔ قطعی اینترنت بین‌الملل و آثار آن بر کسب‌وکارهای دیجیتال می‌شنویم، یک کانال به نسبت بی‌سروصدا کاملاً از دست رفته است: ایمیل مارکتینگ. بی‌سروصدا، چون برخلاف افت دسترسی کرالرهای گوگل به سایت‌های ایرانی، یا قطعی پیامک در روزهای ابتدایی که شوک سنگینی به کسب‌وکارها وارد کرد، ازدست‌رفتن ایمیل اعتراض عمومی به همراه نداشت. اما اثرش، اگر به آن از نزدیک نگاه کنیم، شاید از خیلی از آن کانال‌های پرسروصدا عمیق‌تر و ماندگارتر باشد.

نجوا سال‌هاست در حوزهٔ ریتنشن مارکتینگ فعالیت می‌کند و ایمیل را در کنار پیامک و پوش‌نوتیفیکیشن به سازمان‌ها و کسب‌وکارها ارائه می‌دهد. می‌خواهم تصویری از آنچه از دست رفته ارائه دهم؛ نه به‌عنوان تحلیل‌گر، بلکه به‌عنوان کسی که هر روز با داده‌های این کانال سروکار دارد.

نیکران

ایمیل، ارزان‌ترین کانال نگهداشت مشتری بود

برای درک ابعاد ماجرا باید یک‌قدم عقب برویم. در دیجیتال مارکتینگ، هزینهٔ جذب مشتری جدید (CAC) معمولاً چندبرابر هزینهٔ نگهداشت مشتری فعلی است. ایمیل مارکتینگ تقریباً در تمام بنچمارک‌های جهانی، بالاترین ROI را میان همهٔ کانال‌های دیجیتال داشته است؛ به‌ازای هر یک دلار هزینه، بازگشتی بین ۳۶ تا ۴۲ دلار. این عدد اتفاقی نیست. ایمیل تنها کانالی است که هم‌زمان این ویژگی‌ها را دارد: هزینهٔ ارسال نزدیک به صفر، امکان شخصی‌سازی عمیق بر اساس رفتار کاربر، طول عمر بالای پیام در صندوق ورودی، و مهم‌تر از همه، مالکیت کامل دیتابیس مخاطب توسط خود کسب‌وکار.

این آخری مهم است. در پیامک، شما به اپراتور و رگولاتور وابسته‌اید. در پوش‌نوتیفیکیشن، به سیستم‌عامل و مرورگر. در شبکه‌های اجتماعی، به الگوریتم پلتفرم. اما لیست ایمیل، دارایی خالص خود کسب‌وکار است. کسب‌وکارهای ایرانی سال‌ها زمان و هزینه صرف کردند تا این دارایی را بسازند.

چرا جایگزین داخلی برای ایمیل نداریم؟

این پرسشی است که در این چند ماه بارها از ما پرسیده شده. پاسخ کوتاهش این است که ایمیل اصولاً یک پروتکل جهانی است، نه یک سرویس. SMTP، IMAP و استانداردهای احراز هویتی مثل SPF، DKIM و DMARC، زیرساختی بین‌المللی هستند که در طول چند دهه شکل‌گرفته‌اند. شما نمی‌توانید یک «ایمیل داخلی» بسازید که با Gmail و Outlook و Yahoo و میلیون‌ها سرور ایمیل دیگر در جهان صحبت کند، مگر اینکه به همان زیرساخت بین‌المللی متصل باشید.

سرویس‌های ایمیل مارکتینگ ایرانی فنی‌ترین بخش کارشان مدیریت همین اتصال است: مدیریت reputation سرورها، نگهداری روابط با ارائه‌دهندگان بزرگ، عبور از فیلترهای اسپم، و تضمین رسیدن ایمیل به اینباکس مخاطب. وقتی اینترنت بین‌الملل قطع می‌شود، این زنجیره از وسط می‌شکند. ایمیلی که ارسال می‌شود یا اصلاً به مقصد نمی‌رسد، یا با تأخیر چندساعته تحویل داده می‌شود، یا مستقیم به پوشهٔ اسپم می‌رود. در همه این حالات، عملاً ایمیل مارکتینگ از بین می‌رود.

چه چیزی از دست رفته است؟

اگر بخواهم فهرست‌وار بگویم:

سناریوهای اتومیشن نگهداشت – از یادآوری سبد خرید رها شده در فروشگاه‌های آنلاین، تا onboarding کاربران جدید در سرویس‌های SaaS، تا کمپین‌های reactivation مشتریان غیرفعال – همگی متوقف شده‌اند. این‌ها سناریوهایی هستند که در پس‌زمینه و بدون دخالت انسان کار می‌کردند و درصد قابل‌توجهی از درآمد بسیاری از کسب‌وکارها به آن‌ها وابسته بود. ارتباطات تراکنشی – تأییدیهٔ خرید، رسید، گزارش‌های دوره‌ای، فاکتور – که اگرچه ظاهراً «بازاریابی» نیست، اما اعتماد مشتری به برند را می‌سازد. وقتی این‌ها نرسند، مشتری نگران می‌شود، تماس می‌گیرد، شکایت می‌کند، و در نهایت اعتمادش کم می‌شود.

خبرنامه‌ها و محتوای تخصصی B2B — کانالی که برای کسب‌وکارهای حوزهٔ فناوری، آموزش و رسانه، عملاً تنها راه ارتباط منظم با مخاطب حرفه‌ای بود و در نهایت، داده. ایمیل مارکتینگ منبع غنی‌ای از دادهٔ رفتاری بود: نرخ باز شدن، نرخ کلیک، ساعت ترجیحی کاربر، علاقه‌مندی‌ها. این داده‌ها در سایر کانال‌ها هم استفاده می‌شدند. حالا این جریان داده هم متوقف شده است.

نگرانی واقعی چیست؟

نگرانی واقعی، خسارت کوتاه‌مدت نیست. خسارت کوتاه‌مدت قابل‌محاسبه است و کسب‌وکارها به‌مرور ترمیم می‌شوند. نگرانی واقعی، آسیب بلندمدت به عادت مخاطب است.

ایمیل یک عادت است. مخاطبی که شش ماه ایمیلی از برندی نگیرد، آن برند را فراموش می‌کند. لیست‌های ایمیلی که سال‌ها ساخته شده بودند، در حال «سردشدن» هستند؛ یعنی حتی وقتی اوضاع به حالت عادی بازگردد، نرخ باز شدن و تعامل به سطح قبلی نخواهد رسید، چون اعتماد و انتظار مخاطب از بین رفته است. این یک خسارت ساختاری است، نه عملیاتی.

نگرانی دیگر، استارتاپ‌های جوان هستند. کسب‌وکارهای بزرگ معمولاً منابع کافی برای جبران از طریق کانال‌های دیگر دارند؛ اما استارتاپ‌های کوچک باید کل استراتژی رشد خود را بازطراحی کند، با هزینه‌ای که شاید نداشته باشد.

حرف آخر

این یادداشت یک هشدار است، نه یک ذکر مصیبت. هر هفته‌ای که این کانال خاموش بماند، بخشی از دارایی‌ای که سال‌ها برای ساختنش هزینه شد، بی‌بازگشت از دست می‌رود. لیست ایمیلی که امروز رهایش کنید، فردا که اوضاع به حالت عادی بازگردد، دیگر همان لیست نیست؛ مخاطبی که یاد گرفته نام برند شما را در صندوق ورودی‌اش نبیند، یاد گرفته بدون شما زندگی کند. این هزینه‌ای است که هیچ بودجهٔ مارکتینگی در سه‌ماههٔ بعد جبرانش نمی‌کند.

تصمیم‌گیری دربارهٔ زیرساخت، تصمیم ما در صنعت نیست. اما تصمیم دربارهٔ اینکه در این فاصله، با دارایی‌ای که در دست داریم چه می‌کنیم، با ماست. کسب‌وکارهایی که در همین شرایط، لیست‌هایشان را زنده نگه دارند – حتی با ارسال‌های محدود، حتی با محتوای کم – وقتی مسیر باز شود، ماه‌ها از رقبا جلوترند. آن‌هایی که این مدت را به سکوت بگذرانند، باید از صفر شروع کنند و در بازاری که هزینهٔ جذب هر مشتری ماه‌به‌ماه بالاتر می‌رود، «از صفر شروع‌کردن» یک تعارف نیست؛ یک ریسک وجودی است.

به اشتراک بگذارید:
تحریریه دی‌ام‌برد
نظرات

در حال بارگیری کپچا...

پریسا

لطفاً به سوشال مدیا هم بپردازید، بیشتر از ۳ ماهه اکثر کانالهای اینستاگرام و تلگرام غیرفعال هستند و متخصصان شبکه‌های اجتماعی بیکار شدند.

    هادی مرادی

    پرداختیم قبلا. باز هم چشم

نیکران