هزینه خروج و جایگزینی نیروی مارکتینگ، دوبرابر حقوق و دستمزد ماههای بحران است

فهرست مطلب
با قطعی اینترنت و فشار فزاینده بر کسبوکارهای حوزه مارکتینگ، تعدیل نیرو به تصمیمی رایج در بسیاری از آژانسها تبدیل شده است؛ اما آژانس بادکوبه برخلاف این جریان، مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. گفتوگوی پیشرو روایتی است از دلایل این تصمیم، نگاه انسانی و اقتصادی مدیران بادکوبه به نیروی انسانی و چالشهایی که نگهداشت تیم در روزهای بحرانی برایشان به همراه داشته است.
با قطعی اینترنت برای سومین هفته متوالی، بسیاری از برندها و کسبوکارهای فعال در حوزه مارکتینگ، فعالیتهای خود را متوقف و صدای برندشان را خاموش کردهاند. با توقف پروژههای تبلیغاتی، درآمد آژانسهای تبلیغاتی نیز شیب نزولی پیدا کرده و «تعدیل نیرو» در چنین شرایطی یکی از بدترین نگرانیها و پیامدهایی است که میتوان متصور بود که در بازه پس از جنگ و در سال ۱۴۰۱ رخ داد.
الهام سلطانی، مدیر منابع انسانی و هارمیک نواسارتیان، معاون روابطعمومی آژانس بادکوبه در گفتوگو با دی ام برد از این چالش جدی میگویند.
تعدیل نکردن برای ما یک انتخاب مدیریتی است
الهام سلطانی، مدیر منابع انسانی بادکوبه با اشاره به اینکه بادکوبه تصمیمی برای تعدیل ندارد، میگوید: «تعدیل نکردن نیروها برای ما یک انتخاب ارزشی و مدیریتی است. در شرایط فعلی، بهخوبی میدانیم که همکارانمان از نظر روحی در وضعیت مناسبی نیستند و عملاً در یک شرایط بحرانی قرار داریم. از سوی دیگر، قطعی اینترنت ضربهٔ جدیای به کسبوکار ما وارد کرده و بخش زیادی از فعالیتها را متوقف کرده است. بااینحال، در چنین وضعیتی درست نمیدانیم که پشت همکارانمان را خالی کنیم یا به سمت تعدیل نیرو برویم. سیاست ما در حال حاضر تعدیل نیرو نیست و تا جایی که بتوانیم، تلاش میکنیم دوام بیاوریم.»
در حال حاضر تمرکز ما بر مدیریت نقدینگی است
مدیر منابع انسانی آژانس بادکوبه ادامه داد: «در حال حاضر تمرکز ما بر مدیریت نقدینگی است تا بتوانیم این دوره را پشت سر بگذاریم. بخش قابلتوجهی از هزینههای سازمان مربوط به نیروی انسانی، حقوق و خدمات همکاران است و باوجود باز بودن سازمان، تلاش کردهایم رویکردی حمایتی داشته باشیم. هدف اصلی ما حفظ سرمایهٔ انسانی است، تا جایی که بقای سازمان به خطر نیفتد.»
نیروی متخصص در حوزه مارکتینگ بهشدت کمیاب شده است
او در پاسخ به این پرسش که تعدیل نیرو چه هزینههای پنهانیای دارد که معمولاً شرکتها به آن توجه نمیکنند و اینکه آیا هزینهٔ جایگزینی نیروی متخصص مارکتینگ بیشتر است یا پرداخت دو تا سه ماه حقوق در دوران بحران، توضیح داد: «قطعاً هزینهٔ ازدستدادن نیرو بسیار بالاتر است. برآورد ما نشان میدهد هزینهٔ واقعی خروج هر نیروی انسانی، چیزی حدود دوبرابر حقوق و دستمزد اوست. این هزینهها شامل موارد پنهانی میشود که معمولاً کمتر دیده میشوند؛ از جمله هزینهٔ انتشار آگهی استخدام، زمان و منابعی که تیم منابع انسانی صرف جذب و استخدام میکند، هزینهٔ آنبوردینگ، بررسی میزان تناسب نیروی جدید با معیارها و جایگاه سازمان، و در نهایت هزینهٔ آموزش.»
سلطانی در ادامه توضیح داد: «علاوه بر این، ترجیح ما حفظ نیروهای فعلی است، چرا که نیروی متخصص در حوزهٔ مارکتینگ بهشدت کمیاب شده و نیروهای جدید حداقل دو تا سه ماه زمان نیاز دارند تا با محیط و فرایندهای کاری آشنا شوند. پیشبینی ما این است که طی دو تا سه ماه آینده شرایط به حالت عادی بازگردد؛ در چنین وضعیتی اگر نیروهای متخصصمان را از دست بدهیم، ضرر بسیار بیشتری متحمل خواهیم شد تا اینکه در این مدت کوتاه، هزینهٔ حفظ آنها را از منابع خود تأمین کنیم. در شرایط فعلی، تعدیلنکردن نیرو برای بادکوبه هم یک وظیفهٔ اخلاقی است و هم یک تصمیم منطقی و اقتصادی؛ چرا که هزینههای جایگزینی نیرو در آینده، حتی در صورت امکان جذب نیروی متخصص، بهمراتب بیشتر خواهد بود.»
در حوزهٔ استارتاپها و کسبوکارهای دیجیتال، احتمال تعدیل نیرو بیشتر است
هارمیک نواسارتیان نیز در این باره گفت: «واکنش صنایع مختلف به تعدیل نیرو متفاوت خواهد بود. برای مثال، در حوزهٔ تولید و FMCG به نظر میرسد تعدیل گستردهای در تیمها رخ ندهد، اما در حوزهٔ استارتاپها و کسبوکارهای دیجیتال، احتمال تعدیل نیرو بیشتر است. به نظر من، برای برخی تیمها مانند تیمهای اجرایی، تعدیل تصمیم درستی نیست، اما در مورد بعضی تیمها، تعدیل میتواند انتخاب منطقیتری باشد.»

وقتی آینده مبهم است، تعدیل یا نگهداشت، هر دو پرهزینهاند
او با اشاره به نبود چشمانداز روشن نسبت به آینده ادامه داد: «در شرایطی که آینده مبهم است، هم تعدیل نیرو و هم نگهداشت نیرو هزینههای خاص خود را دارد. هزینهٔ تعدیل این است که جذب دوبارهٔ نیروهای متخصص بسیار دشوار میشود و حتی فرایندهایی مانند بکگراندچک میتواند برای سازمانها چالشبرانگیز باشد. از سوی دیگر، اگر برندها نیروهای خود را برای مدت طولانی حفظ کنند، اما درآمدی نداشته باشند، حیات آژانس به خطر میافتد. تصمیمگیری در چنین شرایطی بسیار دشوار است و به دلیل نبود چشمانداز مشخص، نمیتوان نسخه یا فرمول ثابتی برای آن پیچید.»
نواسارتیان در پایان گفت: «برخی مجموعهها کوچکتر هستند و هزینههای کمتری دارند، بنابراین نگهداشت نیرو برای آنها آسانتر است. اما آژانسهای بزرگ به دلیل هزینههای بالاتر، وابسته به مشتریان بزرگاند و در صورت نبود پروژه و درآمد، ممکن است پس از سه تا چهار ماه ناچار به تعدیل نیرو شوند.»