پنجره
یادداشت‌های متخصصین اخبار
یادداشتی به قلم پوریا فیروزنژاد، مدیر ارشد بازاریابی دیجی‌شهر

پروداکت مارکتینگ؛ موتور رشد سودآوری و وفاداری مشتریان

تحریریه دی‌ام‌برد
مهر ۶, ۱۴۰۴
زمان مطالعه: 3 دقیقه
پروداکت مارکتینگ؛ موتور رشد سودآوری و وفاداری مشتریان

کوکای جدید (۱۹۸۵)، گوگل گلس (۲۰۱۳)، مایکروسافت زون (۲۰۰۶)؛ همه نمونه‌هایی از محصولات با برند‌های معتبر هستند که بعد از ورود به بازار با شکست و موجی از انتقادات طرفداران خود مواجه شدند. چرا؟ جواب یک کلمه‌ای آن، نبود پروداکت مارکتینگ (بازاریابی محصول) درست بود. از ندیدن رفتار سایکوگرافیک مشتریان و ارزش‌های عاطفی برند تا ارائه ندادن ارزش پیشنهادی بهتر نسبت به رقبای اصلی و عدم توجه به پذیرش اجتماعی و فرهنگی.

پروداکت مارکتینگ به‌دلیل ارتباط استراتژیکی که بین محصول و قابلیت‌‌های آن با مشتری نهایی ایجاد می‌کند، یک حلقه واصله مهم و ارزشمند است که می‌تواند موفقیت یا شکست یک محصول را رقم بزند. این موتور رشد می‌تواند زبان مشتریان را برای تیم محصول، فروش و بازاریابی ترجمه و از طرف دیگر محصول نهایی را به یک مفهوم ساده و قابل فهم برای مشتری تبدیل کند.

هنر داستان‌سرایی و خلق روایت ارزش

اگر قبول داشته باشیم که تعریف مارکتینگ به‌طور خلاصه یعنی انتقال ارزش به مشتری هدف، بازاریاب محصول می‌تواند اصلی‌ترین نقش را در ایحاد این ارتباط بازی کند. یک متخصص بازاریابی محصول در هماهنگی با تیم‌های محصول، مارکتینگ و فروش، ویژگی‌های محصول (Features) را به مزیت‌های قابل فهم و جذاب (Benefits) و در نهایت به یک روایت ارزشمند (Value Proposition) تبدیل می‌کند.

نیکران

در زمانی که محصول آماده عرضه است، این پروداکت مارکتر است که با استفاده از فریم‌ورک ورود به بازار (Go to markety strategy) بازی ساخت ذهنیت مشتری نسبت به محصول را کلید می‌زند و در این مسیر تلاش می‌کند تا انتقال پیام‌ها به‌درستی بر مبنای نیازهای مخاطب هدف و به‌صورت قابل فهم انجام شود. در واقع، قابلیت (Feature) محصول به مزیت(Benefit) تبدیل می‌شود. برای مثال ما به جای اینکه بگوییم محصول ما ‘API یکپارچه با سیستم حسابداری’ دارد، می‌گوییم: ‘فاکتورهای شما به‌صورت خودکار و بدون یک خطای انسانی ثبت می‌شود’.

صدای مشتری در دل محصول

پروداکت مارکتر فقط مسئول بیان ویژگی‌های محصول به مشتری نیست؛ یکی دیگر از نقش‌های مهم او، انتقال واقعیات و انتظارات بازار به درون سازمان است. این به دو معنی مهم است:

جهت‌دهی به نقشه راه محصول (Product Roadmap)

وقتی تیم محصول بداند مشتری چه می‌خواهد و چه مشکلاتی را تجربه می‌کند، ویژگی‌ها و اولویت‌های توسعه بر اساس نیاز واقعی بازار تعیین می‌شوند، نه صرفاً بر اساس فرضیات داخلی یا ترندهای لحظه‌ای.

یکپارچه‌سازی زبان مشتری با زبان سازمان

از طرف دیگر، داده‌ها و تحلیل‌ها باید به زبان قابل فهم و قابل استفاده برای طراحان، توسعه‌دهندگان، مارکترها و تیم فروش تبدیل شود. این کار باعث می‌شود همه تیم‌ها یک تصویر واحد از نیاز مشتری داشته باشند.

پروداکت مارکتینگ؛ یک انتخاب لوکس یا نقش کلیدی؟

در فضایی که رقبا هر روز محصول جدیدی معرفی می‌کنند و رفتار مشتریان با سرعت تغییر می‌کند، پروداکت مارکتینگ دیگر یک انتخاب لوکس برای شرکت‌ها نیست. این نقش نقطه تلاقی داده، خلاقیت، و استراتژی است؛ جایی که صدای مشتری به زبان محصول و صدای محصول به زبان بازار ترجمه می‌شود.

برندی که پروداکت مارکتینگ را جدی نمی‌گیرد، در عمل دو ریسک بزرگ را می‌پذیرد:

  1. از دست دادن ارتباط واقعی با مشتری و افت تدریجی وفاداری.
  2. هدر دادن منابع روی قابلیت‌ها و کمپین‌هایی که تنها بر اساس فرضیات داخل سازمان توسعه داده شده‌اند.

پروداکت مارکتینگ همان وزنه تعادلی است که میان مزیت‌های محصول، خلاقیت بازاریابی و واقعیت‌های بازار قرار می‌گیرد. برندهایی که امروز آن را به‌عنوان یک (Must Have) در استراتژی‌ خود قرار می‌دهند، فردا نه‌تنها از رقبا عقب نمی‌مانند، بلکه در مسیر رشد پایدار، سودآوری و ایجاد ارتباطات ماندگار با مشتریان قرار می‌گیرند.

به اشتراک بگذارید:
تحریریه دی‌ام‌برد
نظرات

در حال بارگیری کپچا...

نیکران