پنجره
یادداشت‌های متخصصین

اعتماد نتیجه انباشت تجربه‌های کوچک است

یادداشت مونا درخشان، مدیر مارکتینگ ملّی‌گلد درباره موفقیت کسب‌وکارهای فینتک در اقتصاد متلاطم
تحریریه دی‌ام‌برد
اردیبهشت ۲۳, ۱۴۰۵
زمان مطالعه: 5 دقیقه
اعتماد نتیجه انباشت تجربه‌های کوچک است

این مطلب یادداشتی‌ست از مونا درخشان، مدیر مارکتینگ ملّی‌گلد درباره کسب‌وکارهای حوزه فینتک در شرایط اقتصادی متلاطم.

بی‌ثباتی اقتصادی فقط بازارها را تغییر نمی‌دهد؛ ذهن آدم‌ها را هم تغییر می‌دهد؛ این واقعیت تلخی است که این روزها آن را زندگی می‌کنیم. وقتی قیمت‌ها هر روز بالاتر می‌روند و تصمیم‌های اقتصادی کوتاه‌مدت‌تر و اضطراب مالی بلندمدت‌تر می‌شود، رفتار مردم هم دیگر مثل قبل نیست. در چنین فضایی، افراد کمتر ریسک می‌کنند، دیرتر تصمیم می‌گیرند و مهم‌تر از همه، سخت‌تر اعتماد می‌کنند.

اگر چند سال پیش کاربران برای انتخاب یک سرویس مالی بیشتر به دنبال سرعت، سود بیشتر یا امکانات جذاب‌تر بودند، امروز سؤال اصلی چیز دیگری است: «آیا می‌توانم به این برند اعتماد کنم؟»

نیکران

این سؤال ساده، شاید مهم‌ترین تغییر بازار مالی در سال‌های اخیر باشد. مردم دیگر فقط به دنبال یک محصول خوب نیستند؛ به دنبال جایی هستند که بتوانند در روزهای سخت به آن تکیه کنند. همین‌جا است که تفاوت واقعی میان برندهای مالی مشخص می‌شود.

مردم، محافظه‌کارتر از همیشه

در دوره‌های بی‌ثبات اقتصادی، تصمیم‌های مالی دیگر شبیه قبل نیستند. کاربر قبل از اینکه حتی اولین تراکنش را انجام دهد، چند بار فکر می‌کند، قیمت‌ها و قابلیت‌ها را مقایسه می‌کند و هر تصمیم را چندین مرتبه بازبینی می‌کند. او فقط نمی‌خواهد بداند «چه چیزی می‌خرد»؛ می‌خواهد مطمئن شود «از چه کسی» می‌خرد.

همین موضوع باعث شده هزینه جذب کاربر در فین‌تک‌ها به شکل محسوسی افزایش پیدا کند. کمپین‌های پرخرج و پرزرق‌وبرق دیگر برای تضمین رشد فروش و کاربر کافی نیستند. نرخ تبدیل پایین‌تر آمده و فاصله میان آشنایی با برند تا تصمیم نهایی، طولانی‌تر شده است.

در چنین شرایطی، بسیاری از برندها هنوز مانند قبل عمل می‌کنند؛ یعنی تصور می‌کنند با تبلیغات بیشتر، تخفیف‌های جذاب‌تر یا وعده‌های بزرگ‌تر می‌توانند اعتماد بسازند. اما واقعیت این است که در بازار مالی، کاربر بیش از هر چیز به دنبال نشانه‌های ثبات است، نه هیجان. در اقتصاد بی‌ثبات، گاهی اعتماد از نوآوری مهم‌تر می‌شود.

اعتماد با تبلیغ ساخته نمی‌شود

یکی از اشتباه‌های رایج در فعالیت‌های ارتباطی کسب‌وکارهای مالی این است که تصور می‌کنیم اعتماد را می‌توان با یک کمپین بزرگ ساخت؛ در حالی‌که اعتماد نتیجه انباشت تجربه‌های کوچک است؛ همان لحظه‌ای که کاربر بدون ابهام متوجه کارمزد می‌شود، همان زمانی که در یک اختلال پاسخ سریع دریافت می‌کند، همان جایی که حس می‌کند برند چیزی را از او پنهان نمی‌کند. در صنعت مالی، اعتماد بیشتر از آنکه محصول تیم مارکتینگ باشد، حاصل رفتار واقعی سازمان است. کاربر خیلی سریع تفاوت میان «تبلیغ اعتماد» و «رفتار قابل اعتماد» را تشخیص می‌دهد.

سه نقطه‌ سازنده اعتماد

  • شفافیت قبل از اولین استفاده

اعتماد از اولین پرداخت آغاز نمی‌شود؛ از اولین توضیح شروع می‌شود. کاربر باید از همان ابتدا بداند وارد چه مسیری شده است. کارمزدها دقیقاً چگونه محاسبه می‌شوند؟ محدودیت‌ها چیست؟ اگر مشکلی پیش بیاید چه اتفاقی می‌افتد؟ زمان تسویه چقدر است؟ چه ریسک‌هایی وجود دارد؟ هر چیزی که مبهم بماند، در ذهن کاربر بزرگ‌تر از واقعیت دیده می‌شود.

در بازار مالی، حتی یک توضیح ناقص می‌تواند به اندازه یک خطای بزرگ آسیب‌زننده باشد. چون موضوع فقط تجربه کاربری نیست؛ موضوع پول است، امنیت است و آرامش ذهنی است.

  • پاسخ‌گویی در لحظه بحران

هیچ سرویس مالی بدون اختلال نیست. تأخیر، قطعی، خطای سیستمی یا نوسان شدید، بخشی از انکارنشدنی این صنعت است؛ اما چیزی که اعتماد را می‌سازد یا از بین می‌برد، خود بحران نیست؛ رفتار برند در زمان بحران است.

کاربری که با اختلال مواجه می‌شود، بیش از هر چیز به دنبال پاسخ است. سکوت در این لحظه، از خود مشکل آسیب‌زننده‌تر است. وقتی برند سریع، شفاف و صادقانه توضیح می‌دهد، زمان تقریبی حل مشکل را اعلام می‌کند و مسئولیت می‌پذیرد، حتی در دل بحران هم می‌تواند اعتماد بسازد.

وفاداری‌ دقیقاً در همین روزهای سخت شکل می‌گیرد، نه در روزهای آرام.

  • ثبات؛ مهم‌تر از شگفت‌زده کردن

برخلاف بسیاری از صنایع، در خدمات مالی کاربر به دنبال سوپرایز شدن نیست. کاربر نمی‌خواهد هر بار تجربه‌ای متفاوت داشته باشد؛ او می‌خواهد مطمئن باشد هربار تجربه امن و ثابتی از کارکردن با سرویس خواهد داشت؛ در نتیجه می‌توان ثبات در تجربه کاربری را از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی یک برند در این حوزه دانست.

کاربر باید بداند هر بار که وارد سرویس می‌شود، همان کیفیت، همان امنیت و همان پیش‌بینی‌پذیری را دریافت می‌کند.

در بازار مالی، آرامش از هیجان گران‌تر است.

وقت عبور از Growth Marketing رسیده است

سال‌ها معیار موفقیت فین‌تک‌ها رشد سریع بود؛ تعداد کاربران بیشتر، حجم تراکنش بالاتر و سهم بازار بزرگ‌تر؛ اما امروز سؤال مهم‌تری مطرح است: «چند نفر حاضرند بعد از یک تجربه بد دوباره برگردند؟» چند نفر برند شما را به نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌شان پیشنهاد می‌دهند؟ چند نفر در روزهای پرریسک، هنوز شما را انتخاب می‌کنند؟

اینجا جایی است که باید از Growth Marketing به Trust Marketing رسید. اعتماد، یک مفهوم احساسی و مبهم نیست؛ یک KPI واقعی است.

نرخ بازگشت کاربران، میزان ارجاع، تعامل با اطلاع‌رسانی‌های مهم، کاهش شکایت‌های تکراری و حتی لحن کاربران در مواجهه با بحران، همه نشانه‌های قابل‌اندازه‌گیری اعتماد هستند.

رشد مبتنی بر اعتماد شاید کندتر به نظر برسد، اما ماندگارتر است. این رشد، برند را در برابر بحران‌ها مقاوم می‌کند و مهم‌تر از همه، وابسته به تخفیف و پروموشن دائمی نیست. در صنعت مالی، کاربر فقط یک تراکنش انجام نمی‌دهد؛ بخشی از امنیت روانی خودش را به برند می‌سپارد.

به همین دلیل، کوچک‌ترین بی‌دقتی، بزرگ‌ترین اثر را می‌گذارد. یک پاسخ ندادن، یک ابهام کوچک، یک سکوت اشتباه یا حتی وعده جذابی که تحقق یافتن آن برای کاربر در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، می‌تواند چیزی را از بین ببرد که ساختنش ماه‌ها و گاهی سال‌ها زمان برده است؛ اعتماد!

در نهایت اینکه در سال‌هایی که ثبات اقتصادی تبدیل به مفهومی لوکس و نایاب می‌شود فین‌تک‌ها باید بیش از هر زمان دیگری باید قابل اتکا باشند، نه فقط پرسروصدا!

مزیت واقعی دیگر در بودجه تبلیغاتی بزرگ‌تر یا کمپین‌های پرزرق‌وبرق نیست؛ در این است که کاربر احساس کند این برند در روزهای سخت هم کنار او می‌ماند.

برندهای این حوزه حالا باید بدانند که مهم‌ترین دارایی یک برند مالی نه سرمایه آن است، نه تکنولوژی آن و نه حتی تعداد کاربرانش؛ بلکه اعتمادی است که مردم با سختی به آن می‌رسند و با یک تصمیم اشتباه، خیلی راحت از دستش می‌دهند.

نوبیتکس
به اشتراک بگذارید:
تحریریه دی‌ام‌برد
نظرات

در حال بارگیری کپچا...

نیکران