یادداشت‌های متخصصین اخبار
یادداشتی به قلم علیرضا شهبازی، مدیر ارتباطات تجاری گروه مالی فیروزه

گالری‌گردی، از تفریح تا فرهنگ سرمایه‌گذاری

هنر، میراث کهن و موتور محرک اقتصاد خلاق
تحریریه دی‌ام‌برد تحریریه دی‌ام‌برد
مهر ۱۱, ۱۴۰۴
زمان مطالعه: 7 دقیقه
گالری‌گردی، از تفریح تا فرهنگ سرمایه‌گذاری

اقتصاد هنر، به عنوان شاخه‌ای میان‌رشته‌ای، به مطالعه تولید، توزیع، مصرف و سرمایه‌گذاری بر کالاها و خدمات هنری می‌پردازد. در ایران، با پیشینه‌ای غنی از هنرهای تجسمی مانند نقاشی، مینیاتور، خطاطی و مجسمه‌سازی، این عرصه تنها به عنوان یک مقوله فرهنگی نگریسته نمی‌شود، بلکه امروزه به یک «دارایی» و «صنعت» پویا تبدیل شده است. ظهور حراج‌های معتبری مانند حراج تهران، رشد کمی و کیفی گالری‌های هنری و شکل‌گیری جامعه‌ای از کلکسیونرها و سرمایه‌گذاران، همگی گواهی بر بلوغ تدریجی بازار هنر ایران هستند.

این مقاله به بررسی نقش محوری گالری‌ها در تجاری‌سازی هنر، اهمیت رویدادها (ایونت‌ها) و در نهایت، تبیین دلایل سودآوری سرمایه‌گذاری بلندمدت در این عرصه می‌پردازد.

سابقه تاریخی هنر در ایران و ورود به عرصه اقتصادی

هنر در ایران ریشه‌ای عمیق در تاریخ دارد. از دوران باستان با مینیاتورهای ایرانی تا عصر معاصر، هنرمندان ایرانی همواره در بیان هویت فرهنگی پیشتاز بوده‌اند. در تاریخ معاصر، چهره‌هایی مانند کمال‌الملک (محمد غفاری) با آثار واقع‌گرایانه‌اش مانند “تالار آینه”، استانداردهای جدیدی در نقاشی ایرانی تعریف کرد. سهراب سپهری نیز با شعر و نقاشی‌های انتزاعی‌اش، که اغلب طبیعت و فلسفه شرقی را ترکیب می‌کرد، به شهرت جهانی رسید. این هنرمندان نه تنها میراث فرهنگی را غنی کردند، بلکه پایه‌ای برای اقتصاد هنر مدرن فراهم آوردند.

در دهه‌های اخیر، اقتصاد هنر در ایران از حالت سنتی خارج شده و به سمت تجاری‌سازی حرکت کرده است. حراج تهران، که از سال ۱۳۹۱ آغاز به کار کرد، یکی از نقاط عطف این تحول بوده است. این حراج سالانه آثار فاخری از هنرمندان ایرانی و خاورمیانه را به فروش می‌رساند و قیمت‌های بالایی را ثبت می‌کند. برای مثال، در حراج‌های اخیر، آثار هنرمندانی مانند حسین زنده‌رودی، بهمن محصص یا پرویز تناولی به قیمت‌های چند صد هزار دلاری فروخته شده‌اند. این رویداد نه تنها هنر را به یک کالای تجاری تبدیل کرده، بلکه هنرمندان جوان را تشویق به تولید آثار باکیفیت کرده و بازار جهانی را برای آن‌ها باز کرده است.

۱. گالری‌های هنری: ستون فقرات بازار هنر و موتور محرک تجاری‌سازی

گالری‌های هنری دیگر صرفاً فضایی برای نمایش آثار نیستند؛ آن‌ها بازیگران اصلی در زنجیره ارزش اقتصاد هنر محسوب می‌شوند. نقش آن‌ها را می‌توان در چند محور کلیدی خلاصه کرد:

کشف و پرورش استعدادها (Talent Scouting & Nurturing): گالری‌داران با شم اقتصادی و دید هنری خود، به کاوش در میان هنرمندان جوان و نوظهور می‌پردازند. آن‌ها با ارائه فضای نمایش، مشاوره هنری و حمایت مالی اولیه، بستری برای رشد و شکوفایی این استعدادها فراهم می‌کنند. بسیاری از هنرمندان نام‌آشنای امروز، دوران آغازین فعالیت حرفه‌ای خود را مدیون پشتیبانی یک گالری معتبر هستند.

اعتباربخشی و قیمت‌گذاری (Validation & Pricing): نمایش اثر یک هنرمند در یک گالری شناخته‌شده، به خودی‌ خود نوعی مهر تأیید و اعتبار است. گالری‌ها با بررسی رزومه هنرمند، کیفیت آثار، و شرایط بازار، به قیمت‌گذاری اولیه آثار می‌پردازند. این قیمت‌گذاری علمی و مبتنی بر بازار، پایه و اساس معاملات آینده و سرمایه‌گذاری را تشکیل می‌دهد.

بازاریابی و ایجاد شبکه (Marketing & Networking): گالری‌ها پیوند حیاتی بین هنرمند و جامعه کلکسیونرها، سرمایه‌گذاران، منتقدان و موزه‌ها هستند. آن‌ها با برگزاری ورکشاپ، رونمایی و شب‌های گالری‌گردی، نه تنها آثار را به فروش می‌رسانند، بلکه برای هنرمند خود شهرت و شبکه ارتباطی می‌سازند.

گالری‌گردی، از تفریح تا فرهنگ سرمایه‌گذاری: پدیده گالری‌گردی در تهران، که به یک تفریح آخر هفته‌ای برای قشرهای مختلف تبدیل شده، نقش آموزشی غیرمستقیم اما بسیار تاثیرگذار دارد. این کار عموم مردم را با هنر معاصر آشنا می‌کند، ذائقه هنری را ارتقا می‌دهد و به تدریج مخاطب را از یک بیننده منفعل به یک خریدار و سرمایه‌گذار بالقوه تبدیل می‌کند.

۲. تجاری‌سازی هنر و نقش کاتالیزوری رویدادها (ایونت‌ها)

تجاری‌سازی به معنای تبدیل ایده هنری به یک کالا یا خدمت دارای ارزش اقتصادی است، بدون آن که به ارزش زیبایی‌شناختی آن خدشه‌ای وارد شود. در این فرآیند، رویدادها نقش کاتالیزور را ایفا می‌کنند:

حراج‌های هنری (Auctions): حراج تهران به عنوان نماد تجاری‌سازی هنر ایران، عملکردی فراتر از یک فروشگاه لوکس دارد. حراج‌ها با ایجاد فضای رقابتی، شفافیت قیمتی به ارمغان می‌آورند و رکوردهای قیمتی جدیدی ثبت می‌کنند که به عنوان شاخصی برای کل بازار عمل می‌کند. فروش یک اثر با قیمت بالا در حراج، نه تنها برای آن هنرمند، بلکه برای کل سبک یا دوره هنری مرتبط با او، ارزش‌افزایی ایجاد می‌کند.

فستیوال‌ها (Festivals): این رویدادهای بزرگ بین‌المللی، میزبانی برای عرضه هنر ایرانی در صحنه جهانی هستند. حضور هنرمندان ایرانی در این رویدادها، باعث افزایش شناخت بین‌المللی از هنر ایران شده و تقاضای خارجی برای آثار هنرمندان ایرانی را تحریک می‌کند که به طور مستقیم بر قیمت آثار در بازار داخلی نیز تأثیر می‌گذارد.

نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی (Exhibitions): نمایشگاه‌هایی که توسط گالری‌ها برگزار می‌شوند، بستر اصلی عرضه اولیه آثار به بازار هستند. افتتاحیه  یک نمایشگاه موفق، می‌تواند منجر به فروش بخش عمده‌ای از آثار شود و سرمایه اولیه لازم برای ادامه کار هنرمند را فراهم کند.

۳. چرا سرمایه‌گذاری در هنر برای افراد و شرکت‌ها در بلندمدت سودآور است؟

سرمایه‌گذاری در هنر، به ویژه در بازه زمانی بلندمدت، می‌تواند بازدهی مالی قابل توجهی داشته باشد و حتی از بسیاری از بازارهای مالی سنتی پیشی بگیرد. دلایل این امر عبارتند از:

بازدهی مالی بالا و غیرهمبسته با بازارهای سنتی (High Returns & Diversification): بازار هنر به صورت تاریخی نوسانات کمتری را در مقایسه با بازار سهام یا ارزهای دیجیتال تجربه کرده و اغلب همبستگی کمی با آن‌ها دارد. این ویژگی، آن را به یک ابزار عالی برای متنوع‌سازی (diversification) سبد دارایی‌ها تبدیل می‌کند. زمانی که بازارهای مالی سنتی با رکود مواجه می‌شوند، بازار هنر می‌تواند ثبات خود را حفظ کند یا حتی رشد نماید. قیمت آثار استادانی مانند کمال‌الملک، پرویز تناولی یا فرامرز پیلارام، که دهه‌ها پیش با قیمت‌های ناچیز خریداری شده‌اند، امروز به رکوردهای میلیاردی رسیده است.

کمبود عرضه و افزایش تقاضا (Scarcity & Growing Demand): یک اثر هنری اصیل، به ذات خود منحصر به فرد و غیرقابل تکثیر است. هنرمند تنها می‌تواند تعداد محدودی اثر خلق کند. از سوی دیگر، با رشد اقتصادی کشورها، افزایش تعداد کلکسیونرهای داخلی و بین‌المللی و شناخته‌تر شدن هنر ایران، تقاضا برای آثار باکیفیت در حال افزایش است. این قانون ساده عرضه و تقاضا، محرک اصلی افزایش ارزش آثار در بلندمدت است.

حفظ ارزش در برابر تورم (Inflation Hedge): آثار هنری فاخر، به عنوان یک دارایی مشهود (tangible asset)، در دوران تورم می‌توانند ارزش خود را بهتر از پول نقد حفظ کنند و حتی ارزشمندتر شوند. این ویژگی، آن‌ها را به یک «پناهگاه امن» برای حفظ سرمایه تبدیل می‌کند.

ارزش اجتماعی و اعتبار (Social Capital & Branding): برای شرکتها و افراد، سرمایه‌گذاری در هنر تنها یک تصمیم مالی نیست؛ بلکه یک سرمایه‌گذاری اجتماعی و فرهنگی است. حمایت از هنر، وجهه و اعتبار (brand prestige) یک شرکت یا فرد را ارتقا می‌دهد و آن‌ها را به عنوان یک حامی فرهنگ و پیشرو در جامعه معرفی می‌کند. این امر می‌تواند منافع غیرمستقیم زیادی در پی داشته باشد.

لذت بردن از مالکیت (Emotional Dividend): برخلاف یک سهام یا واحد صندوق که تنها یک عدد در پرتفو است، مالکیت یک اثر هنری، لذت زیبایی‌شناختی و احساسی بی‌بدیلی برای سرمایه‌گذار به ارمغان می‌آورد. این «سود عاطفی» مزیت منحصر به فرد سرمایه‌گذاری در هنر است.

۴. چالش‌ها و آینده پیش رو

اگرچه بازار هنر ایران در مسیر رشد قرار دارد، اما با چالش‌هایی نیز روبروست. مهم‌ترین آن، همانطور که اشاره شد، نگاه سنتی حسابداری به خرید آثار هنری به عنوان «هزینه» به جای «سرمایه‌گذاری» است. در حال حاضر، خرید یک اثر هنری توسط یک شرکت، عموماً به عنوان «هزینه» ثبت می‌شود، نه «دارایی سرمایه‌ای». این موضوع انگیزه شرکت‌ها برای ورود به این بازار را کاهش می‌دهد. خوشبختانه، تلاش‌هایی برای اصلاح این رویه در حال انجام است. شناسایی آثار هنری به عنوان «دارایی‌های نامشهود» (Intangible Assets) یا نوعی از دارایی ثابت، مشابه استاندارد‌های بین‌المللی، می‌تواند این مشکل را حل کند. این تغییر به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا ارزش مجموعه هنری خود را در ترازنامه‌هایشان منعکس کرده و از آن به عنوان پشتوانه‌ای برای افزایش اعتبار یا دریافت تسهیلات استفاده کنند.

اقتصاد هنر در ایران، با تکیه بر تاریخ پربار خود و پویایی نهادهای مدرنی مانند گالری‌ها و حراج‌ها، به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از جذاب‌ترین عرصه‌های سرمایه‌گذاری است. گالری‌ها با ایفای نقش موتور محرک کشف استعدادها و تجاری‌سازی، و رویدادها با ایجاد شفافیت و اعتبار، بستری برای رشد این بازار را فراهم کرده‌اند. سرمایه‌گذاری در هنر، به ویژه با دید بلندمدت، نه تنها به دلیل بازدهی مالی بالقوه بالا و خاصیت متنوع‌سازی، بلکه به خاطر منافع اجتماعی، فرهنگی و عاطفی آن، یک فرصت استثنایی هم برای افراد و هم برای شرکت‌ها به شمار می‌رود. اکنون زمان آن است که هنر، نه به عنوان یک کالای لوکس مصرفی، بلکه به عنوان یک «دارایی استراتژیک» در سبد سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه مورد توجه قرار گیرد.

به اشتراک بگذارید:
تحریریه دی‌ام‌برد
تحریریه دی‌ام‌برد
نظرات

در حال بارگیری کپچا...

آسان‌پرداخت